کاش روزی انسان آنسان بالغ گردد که لسانش نجنبد مگر در توحید؛ مگر در ستایش خداوند واحد قهّار...
کاش روزی رها گردد انسان از انسان بدانسان که مرده از زنده؛ رفته از مانده ...
ورنه تا تو اینی و انسان و جهان این است، قاعده ی بین الأشیاء همین است و همین است و همین است! کاش مرگی خوش بگیرد فرا فرا فرا , مرا مرا مرا ََ، مگر رها شوم از آنچه که به همزیستی با آن ازآن رها نتوان شد!
و ما ادراک الموت؟ و الموت معنا و مع حیاتنا و حیاتنا الموت! و ما ادراک الحیاة؟ فانّ الحیاة باقیة مع الباقیین المشتاقیین
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۳ ساعت 3 توسط علیرضا هاشمی پور ( شارق )
|
اول و انجام کلام کلیم بسم الله الرحمن الرحیم