با سوختن بساز
سرت را بالا گرفته ای تا لا- و لابه لای این فروتنی نه تفرعنی نه - تویی و وتویی که علیه توست.
سرت را فروتر دار.
سرت را بالا گرفته ای تا لا- و لابه لای این فروتنی نه تفرعنی نه - تویی و وتویی که علیه توست.
سرت را فروتر دار.
این حقیقتی است که زمان به تو خواهد آموخت هم اگر خواستار آن نباشی که بیاموزی
دلت را به دلایلت خوش مکن - تردید هماره بر در است و از همه گستاخ تر دق الباب می کند.
آیا تا کنون به کسی گفته ای و یا کسی از تو پرسیده است که چه قدر که چه قدر خائن بوده ای ؟ در دو روزی که زیسته ای و گریسته ای؟ نامت آشناست ولیکن مرامت چه بگویم!
سنگ برای شکستن شیشه آه که چه برهان زیبایی دارد! و شیشه برای شکستن شکسته شدن صاحب چه برهان قاطعی است! و ایدون و ایدون انسان برای دلشکستن دلشکسته شدن
ای یار ای یارو !
جانت را فروکش و یا فروکشته شو ! نانت را ببخش و یا ببخشیدت را ! برای روز بعدت روز قبلت را احضار کن برای زندگیت از مرگت چیزی بدان
و عدم است و وجود است و هماره همین قصه ی غصه ی بود و نبود است.....