تشعشعات یک ذهن تاریک! در ساحتی باریک!
هنگام که قدرت(زده) برآن می شود که حکمت را تا ظرفیت عقلانیت خویش فروکشد ، طبعاً تشعشعاتی ازآن دست که از وجود جناب نامستطاب مشایی ساطع تواند گشت ، ساطع خواهد شد :تشعشعات یک ذهن تاریک که می پندارد جهان و حقایق
آن موکول به ادراکات ابتر اوست و حدّ دانایی، حد معرفتی ظرف وجودی هموست!
آقای مشایی! این خزعبلات که دیگرباره و از پس لاطائلات پیشین از ناحیه ی نامقدّس شما صادر گردیده است چیست ؟ باری ترا در جهان معرفت و اندیشه ، چه شأنی است که تکلیف عقلی و نقلی ملتی بزرگ چون ملت ایران را با اعتمادبنفسی چنانی
با مکتبی جعلی که به هیچ نظامی از برهان و معرفت مستظهر نتواند بود معین می دارید؟!
باری در آن ساحت که عشق علی (ع) می درخشد ، مکتب کوته فکرانه ی انانیت و جاهلیت من و تو چه تواند درخشید؟ عاقل باش آقای عزیز ! واگر عاقل نتوانی بود ، دم در کش و خموش باش! که بسیارند از تو داناتر !
اول و انجام کلام کلیم بسم الله الرحمن الرحیم