انواع ادبی

تعریف انواع ادبی: انواع ادبی از شاخه های جدید ادبیات( علوم ادبی) است که موضوع آن عبارت است از طبقه بندی آثار ادبی از نظر مادّه( معنی) و صورت( قالب و شکل و لفظ) مانند تقسیم آن به حماسه ، تراژدی ، غنا( عاطفی و احساسی) و کمدی.

اصول اوّلیة انواع ادبی در نظریات افلاطون و ارسطو و... تدوین شد ولیکن پس از ظهور داروینیسم و رواج نظریة تکامل با انتشار کتاب معروف « اصل انواع»(از داروین) در سال1859، توجّه به انواع ادبی نیز جدی تر شد  و « فردینان برونتیر»، تحت تأثیر کتاب اصل انواع داروین، کتاب « تحوّل انواع» را در سال 1890نگاشت و در آن بیان نمود که انواع( ژانرها و گونه های) ادبی، بیشتر خودمختار و دارای قوانین مخصوص به خودند و کمتر تحت تأثیر شرایط فرهنگی- اجتماعی اند و خواست و ارادة شاعران و نویسندگان در تغییرات و دگرگونی های آنها نقشی ندارد.

فرمالیست های روسی که به شکل و قالب و فرم بیشتر از محتوا اهمّیّت می دادند ، به برخی از آراء او توجّه نمودند.

 

نظر بوآلو ادیب قرن نوزدهمی فرانسه در بارة انواع ادبی چیست؟

او در کتاب فنّ شاعری خود می گوید:  انواع ادبی ثابت اند و هیچ گاه تغییر نمی کنند.

گوته دربارة انواع ادبی چه می گوید؟

می گوید: مطالة اًشکال( فرم ها و قالبها)، (در حقیقت) همان مطالعة تغییر شکل هاست.

یعنی از نظر او انواع و گونه های ادبی در طول زمان تغییر می کند و انواع ادبی نیز به همین تغییرات می پردازد.

از نظر  رنه وِلِک  و  اُستین وارِن، که در کتاب معروف خویش به نام « نظریة ادبیات»، فصلی را به بحث در انواع ادبی اختصاص داده اند، دربارة تغییرات انواع ادبی چیست؟

می نویسند: « در تئوری قدیم انواع ادبی، نوع ها از هم مجزّا هستند و نباید با هم در آمیزند... امّا در تئوری جدید انواع ادبی، هیچ نسخه ای برای نویسنده تجویز نمی شود و حتّی اعتقاد بر این است که انواع می توانند با هم در آمیزند و انواع جدیدی را به وجود آورند.»

یکی از مسائل مهم نظریة انواع (  Genre Theory )، چیست؟ این است که مفهوم نوع ادبی بعد از ظهور نویسندگان بزرگ تغییر می کند و انواع ادبی در طول اعصار دستخوش تغییر می شوند مثلاً نوع ادبی حماسه در شاهنامة فردوسی از جات بسیاری با حماسه های قبل و بعد خود فرق دارد و یا اینکه نوع ادبی غزل در سبک عراقی با خراسانی متفاوت است به قول تودروف، هر اثر ادبی ، ژانر ( گونه و نوع مثلاً غزل) خود را دگرگون می کند.

 

سلسله مراتب نوعی یا طیف نوعی یا نظام نوعی چیست؟

در هر دوره ای یک قالب مثلاً غزل مسلّط  dominant

می شود و قوالب دیگر در درجات بعدی قرار می گیرند به نحوی که می توان برای هر دوره به یک سلسله مراتب نوعی( generic hierarchy ) قائل شد ( که گاه به جای این اصطلاح ، از اصطلاح طیف نوعی generic spectrum) ) استفاده می شود به این معنی که در یک دوره ، یک نوع در مرکز است و انواع دیگر در طیف آن قرار می گیرند.

 

سلسله مراتب نوعی یا نظام نوعی( ( genre- system در  دوره های سبکی ادبیات ایران چگونه است؟

سبک خراسانی: قصیده- قطعه مثنوی- رباعی- ترکیب و ترجیع بند- غزل.

سبک عراقی: غزل- مثنوی- رباعی- قصیده-قطعه- ترکیب و ترجیع بند.

سبک هندی: غزل- مثنوی- قصیده- قطعه.

دورة بازگشت: قصیده- غزل- مثنوی- ...

 

آیا یک نوع ادبی فراموش شده و مرده دوباره می تواند باز زاده شود؟ بله با دگرگونی زمان و توجة دوباره به آن می تواند دوباره استفاده شود- مثلاً غزل  بعد از رواج شعر نو مورد کم توجهی قرار گرفت اما امروزه دوباره اهمیت یافته است.

* ژانرها و گونه های ادبی ممکن است ترکیب شوند و گونة ادبی ای نوین پدید آرند مثلاً از تلفیق تراژدی و و کمدی ، نوع جدیدی به نام تراژدی- کمدی(tragicomedi = غمشادنامه) پدید آمده است.

* چه چیزهایی در پیدایش انواع ادبی دخالت دارند؟

از نظر فرمالیستها: انواع ادبی خودمختارند و از چیزی تأثیر نمی پذیرند جز از ذات و ویژگی های طبیعی خود.

از نظر جامعه شناسان : شرایط اجتماعی و تاریخی

-        این نظریه بیشتر پیرو دارد-

-        خود مسائل ادبی نیز در این پیدایش دخیل است.

-   انوری قصیده پرداز قرن ششم در جایی مسائل روانی و در جایی مسائل اجتماعی را در پیدایش انواع شعر خود دخیل دانسته است: مثال :

ای دریغا نیست ممدوحی سزاوار مدیح

                  وی دریغا نیست معشوقی سزاوار غزل

                                                   ( انوری)

یعنی اینک شراط زمانه طوری شده است که کسی به غزل و قصیده توجهی ندارد زیرا نه پادشاهی بزرگ وجود دارد که شایستة مدح و قصیده باشد و نه نگاری که سزاوار غزل و شعر عاشقانه.( اشاره به انحطاط و ضعف و رخوت جامعه)

و در شعری دیگر ، می گوید اگر در جوانی به غزل می پرداختم به خاطر جوانی و احساسات و گمراهی ام بود که حال از آن به سبب پیری بیرون آمده ام( اشاره به تأثیر مسائل روحی- روانی).

 

 

در قدیمی ترین تقسیم( تقسیم ارسطو در  کتاب فنّ شعر ) ، انواع  ادبی به چند قسمت تقسیم می شوند؟

سه قسمت: حَماسه- غنا- دراما ( درام).

قبل از ارسطو ، افلاطون چه تقسیم بندی ای در این باره داشت؟

                   روایی -دراماتیک نوع مخلوط

ارسطو کدام گونة ادبی را مطرح نکرده بود؟ غنا (عاطفی- عاشقانه)

 

فرق مود  و  ژانر چیست؟

Mode به معنی روش و طرز و طریق است و به نحوة بیان و شیوة عرضه اشاره دارد ولی genre  نوع ادبی است که هم به صورت ( شکل ظاهر و شیوه بیان و عرضه) و هم به مادّه و معنی و محتوا اشاره دارد یعنی از نظر معنی و قالب ثابت است بنابراین مود ، زیر مجموعة ژانر( نوع) است و ژانر  از آن وسیع تر است و آن را در بر می گیرد مثلاً  حماسه یک ژانر است زیرا از نظر معنی و قالب ثابت و مشخصّ است

و نمی توان در آن هر معنی ای وارد کرد زیرا فقط از رشادت ها و حماسه ها و شجاعت ها سخن می گوید و نیز نمی توان به هر لفظی در آن سخن گفت زیرا لفظ حماسه باید محکم و جدی و جنگاورانه و حماسی باشد ولی مثلاً قالب مثنوی ، یک مود است زیرا در آن هم می شود هر معنی ای وارد کرد( مثلاً با آن شعر عاشقانه و یا پندآمیز سرود) و هم می توان هر نوع لفظ و زبانی را در آن بکار گرفت( لطیف یا خشن ویا محاوره ای و یا مهربانانه و یا احساساتی و...).

 

انواع ادبی ترجمة چیست؟ ترجمة literary Genres.

در زبان های اروپایی گاهی به جای  ژانر ، از چه جایگزینهایی استفاده می شود؟

تیپ type  و یا نوع kind و یا فرم form. ژانر فرانسوی است ولی از قرن بیستم در انگلیسی هم رایج شده است. قبل از آن در انگلیسی از kind استفاده می شد.

 

اصل واژة ژانر  از ریشة یونانی genes یا    genos( لاتینgenus ) است و به معنای زادن و ولادت مربوط است. و بطورکلی ، ژانر در ادبیات به معنای نوع و گونه و قِسم و جنس است و شاید جنس عربی هم همین گِنز یونانی باشد.

 

به طور کلی انواع ادبی در نزد قدمای غرب کدام اند؟

ا- نوع حماسه epic))

2- نوع غنایی ( lyric )

3- نوع نمایشی ( dramatic ): الف- سوکنامه یا تراژدی( tragedi )  ب- شادی نامه یا کمدی( comedi )

 

از انواع کم اهمّیّت تر :  طنز  satire) ) و...

 

***مُحاکات ( تقلید و روایت و بازآفرینی جهان واقع) = مِمسیس

نقد نوعی: genre criticism) ) نقد اثر بر اساس اینکه نوع ادبی آن اثر چیست ؟ مثلاً حماسه است یا کمدی است و یا تراژدی است و... مثلاً در سینما: این فیلم جنایی است یا سیاسی است یا اندیشه ای است یا وسترن است یا کمدی است و... و سپس مشخص کردن اینکه آیا آن اثر توانسته است به اصول و قواعد آن نوع پایدار بماند و در آن مؤفق باشد؟

 ریشة نقد نوعی به ارسطو و کتاب فنّ شعر  او می رسد.

 

انواع ادبی در ایران چگونه تقسیم بندی می شوند؟

باید دانست که آثار ادبی ایرانی عیناً و کاملاً با اصول و قواعد انواع ادبی غرب هماهنگ نیست امّا می توان حدوداً آثار ایرانی را در انواع زیر طبقه بندی نمود:

 

1-  غنایی :  بخش تغزل قصیده و غزل و همة جنبه های مربوط به بیان عواطف و احساسات؛ خواه  عاشقانه  خواه غیر عاشقانه مانند شرح آلام روزگار. مانند بخش بزرگی ازآثار سعدی و..

2-     حماسی:  آثار مربوط به فخر و مدح مانند شاهنامه فردوسی

3-     هجایی( هَجوی):  طنزها و تمسخرها و استهزاءها مانند آثار عبید زاکانی

4-     روایی: مانند توصیفات و آثار وصفی

5-     تعلیمی: آثار مربوط به پندها و اخلاق .

 

حَماسه: در لغت به معنی دلاوری و شجاعت است و از قدیمی ترین انواع ادبی است- در آن ، دوران قبل از تاریخ شرح داده و روایت می شود- از روزگاران نخستین و باستان و مردمان نخستین و آرمانهای اصلی انسانهای باستانی و نیکان مان سخن می گوید در واقع بقول لامارتین  شاعر فرانسوی :« حماسه ، شعر ملل است به هنگام طفولیت ملل- آنگاه که تاریخ و اساطیر ، خیال و حقیقت به هم آمیخته و شاعر مورّخ ملّت است.»

در حماسه ، سخن از اوّلین ها و نخستینه هاست :  فلان کار را نخستین بار چه کسی انجام داد : کشف آتش خط و تشکیل وطن و سازمان ملّت و...

زبان حماسه ، زبانی جدّی و محکم و شجاعانه و جنگاورانه و دور از نرمی و احساسات است و کلمات حماسه باید کلماتی خشن و پر طنطنه و استوار و محکم و بهادرانه و جنگاورانه و سلحشورانه و تأثیر گذار باشد مانند رجز خوانی های پهلوانان در جنگ. تا شور مبارزه و دلاوری برانگیزد. برعکس کلمات و معانی اشعار غنایی که لطیف و احساساتی  و نرم است. حماسه های قدیمی بیشتر منظوم است .

ارسطو ، حماسه و تراژدی را « مُحاکات منظوم اَعمال جدی» می نامد و آن ها را« انواع عالی» می خواند.

حماسه ها دارای انواع گوناگون اند و بهترین و ارزشمندترین شان، حماسه های قدیمی تر و باستانی تر است کهغیر ساختگی اند و هرچه حماسه ها امروزی تر می شوند، غیر اصیل و کم اهمیت تر می گردند زیرا از روی حماسه های قبلی ساخته شده اند در حالی که حماسه ای اولیّه از روی چیزی ساخته نشدند بلکه  اساطیر و آرمانهای بشر باستانی رفته رفته آنها را بطور طبیعی پدید آورده بوده است.

 

 

 

انواع حماسه :

1- سنّتی( اوّلی):  حماسه های نخستین-و شفاهی- ایلیاد و اودیسه- مهابهاراتا گرشاسپ نامه- شهنامه فردوسی( تقریباً). که اصیل اند و شاعرانو نویسندگان در آنها تغییر نمی دهند بلکه عیناً از باستان می گیرند.

2-ثانوی: یا حماسه های ادبی- که از روی حماسه های اولی ساخته می شوند با تغییراتی که شاعر در آن وارد می کند. اِنه ئید ویرژیل که بر مبنای ایلیاد و اودیسة هومر ساخته شده است.

1-      متأخر( ثالثی ) : که از روی حماسه های ثانوی  و در دوران جدید ساخته می شود.

 

انواع حماسه ها بر حسب موضوع: اساطیری- پهلوانی- دینی و مذهبی- عرفانی.

 

حماسه های معروف جهان: مهابهاراتا( هندی)- رامایانا( هندی)- ایلیاد و ادیسه( هومر یونانی)- اِنه ئید( ویرژیل رومی) الحماسه( نام  دو کتاب است:  ابوتمّام  و بُحتری عرب)- سرود رولان( فرانسوی)- بهشت گمشده( جان میلتون انگلیسی)- سرود نیبِلونگِن ( آلمانی)- رهایی اورشلیم و کمدی الهی( ایتالیایی )- شاهنامه فردوسی- گرشاسپ نامه- کارنامة اردشیر بابکان- سمک عیار- حسین کرد شبستری- ایاتکار زریران- مهر یشت و زامیاد یشت داراب نامه ظفرنامه- شهنشاهنامه ( همه ایرانی)

 

ادب غنایی: به طور کلی به آثار ادبی ای که از عواطف و احساسات و عشق سخن می گوید گفته می شود.  در نوع ایرانی آن ، توصیفات و شرح روزگار نیز در آن می گنجد بنابراین ادبیات غنایی با توجه به آثار ایرانی به دو دسته تقسیم می شود: 1- توصیفات و بیان احساسات شاعر دربارة روزگار و افسوس از گذشت روزگار  و کودکی . 2- عشق و آثار عاشقانه مانند غزلیات شاعران دربارة محبوب و معشوق.

 

***کاتارسیس: تزکیه- تطهیر- سبک شدگی- وقتی که در پایان نمایش غم انگیز و تراژدی ، می فهمیم که ما دچار آن بدبختی ای که قهرمان گرفتارش شده است نشده ایم ، احساس سبکی  می کنیم که همان کاتارسیس است.

***هَمَرتیه: اشتباهی که ازقهرمان تراژدی سر می زند و موجب مرگ او و فاجعه می شود .

 

*** در تراژدی قهرمان میان  بد و بد تر قرار می گیرد و باید یکی را انتخاب کند. مثلاً رستم یا باید تسلیم اسفندیار مقدس شود و یا او را بکشد.

 

*** از تراژدی های معروف: اُدیپ شاه اثر سوفکل یونانی.

انواع کمدی:1- عالی: باعث خندة روشنفکران می شود و ظریف است.

                 دانی: عامیانه و سطحی است مانند سیاه بازی ها.

 

تنوّع و تسکین comic relief: طرح شوخی ها و نمایشهای شاد در یک اثر تراژیک و غم انگیزبرای کاستن از آلام بیننده.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

داستان: ( Novel) :  اثری است روایی و به نثر مبتنی بر جعل و خیال( fiction:(( فیکشن امروزه به روایت های منثور یعنی داستان  کوتاه و بلند  که جعلی و ساختگی است گویند.) ).

چنین اثری اگر کوتاه باشد به آن داستان کوتاه(short story )و اگر بلند باشد به آن رُمان (ROMAN)گویند.

البته نوول(Novel) اصطلاح انگلیسی است و کشورهای دیگر به جای آن ، رُمان می گویند( برای داستان بلند).

رُمان ها در واقع شکل امروزین و تغییر یافتة حماسه های قدیم اند و رمان فرزند حماسه های گذشته است و امروزه جای حماسه را گرفته است. البته حماسه قبل از اینکه به شکل رمان های امروزی در آید ابتدا به شکل رُمانس ( داستانها و ماجراهای عاشقانه و پهلوانانة طنزآمیز مانند دون کیشوت اثر سروانتِس ) در آمد.

از نیمة دوم قرن نوزدهم نوول( رمان) کاملاً جای حماسه و رمانس راگرفت و می توان گفت رمان ، نوع ادبی غالب و اصلی دوران نوین و مدرن است.

و خود رمان نیز امروزه تحولات و تغییرات زیادی را شاهد بوده است و شیوه هایی چون رمان نو،  رئالیسم جادویی( با فضاهایی جادویی و جذاب و خیالی مانند آثار گارسیا مارکز نظیر صد سال تنهایی) و رمان های پست مدرنیستی پدید آمده است.

 

انواع رمان از نظر ساخت و مایه های سبکی :

1-  رمان حوادث:در این نوع رمان ، تکیة اصلی بر حوادثی است که در رمان روی می دهند و در حقیقت  این نوع رمان عبارت است از مجموعه ای از رخدادها و حوادث مانند روبنسون کروزوئه اثر دانیل دفئو ( این نوع رمان حد فاصل  میان رمان های امروزی و رمانس های قدیمی است).رمانهای قدیمی بیشتر رمانهای حوادث اند. در رمانهای حوادث خواننده مدام از خود می پرسد : بعد چه شد؟(and then?)

2-  رمان شخصیّت: رمانهای امروزی بیشتر رمانهای شخصیت اند که در آن به تحلیل انگیزه ها و شخصیت قهرمان رمان می پردازد در رمان شخصیت آدم همیشه از خود می پرسد: چرا چنین شد؟(why? )

3-  رمان نامه ای: رمان با کنار هم قرارگرفتن تعدادی نامه ساخته می شود که میان دو قهرمان رد و بدل می شوند. مثلاً نامه های یک زن ناشناس اثر استفان تسوایک

4-  رمان اندیشه: رمان هایی گویند که بر اساس یک روش فکری و اعتقادی و اندیشه و اصول فکری مشخص پدید می آیند مانند رمانهای نویسندگان حزب کمونیست شوروی سابق- نیز برخی آثار جورج اُروِل( مزرعة حیوانات- ویا 1984).

 

 

انواع رمانها از نظر موضوع :

ا- رمان( نوول) شکل پذیری ( تربیتی): در این نوع رمان قهرمان در طی رمان شکل می گیرد و کامل  و دگرگون می شود ( خود را می یابد و تربیت و ساخته می شود.) مثال:  ماه و شش پنی    اثر سامرست موآم

2- رمان اجتماعی: به تأثیر اجتماع و شرایط اجتماعی بر قهرمان و حوادث داستان می پردازد( خوشه های خشم     از   جان اشتاین بک آمریکایی)

3-رمان تاریخی: این نوع رمان ها از تاریخ گرفته شده اند : قصة دو شهر   از چارلز دیکنز.

    4- رمان محلّی: به تأثیر اوضاع و احوال و عوامل محلی بر قهرمان می پردازد  : تنگسیر  اثر صادق چوبک.

   5- رمان روانی: در آن از مسائل ذهنی و روانی قهرمان سخن می رود: امروزه بسیار رواج یافته است- برخی آثار جیمز جویس و صادق هدایت( بوف کور).

 

 

عناصر داستان:

1-  تجربه experience: اعمال در داستان در شکل بیان تجربیات نشان داده می شوند.یعنی تجربیات و آزمونهایند که موجب پیدایش حوادث و سپس جدال می شوند.

2-  جدالconflict: بیان تجربیات ، سبب ایجاد جدال میان شخصیت ها می شود. گاه جدال میان انسان با انسان و گاه میان انسان و طبیعت و گاه میان انسان با خود   است.

3-     حادثهevent : جدال موجب پیدایش حادثه می شود.

4-  داستان story: داستان در این معنی به روایت منظم و مرتبّ همین حوادث و جدال گفته می شود. البته به کل این یازده عنصر داستانی نیز در نهایت داستان گفته می شود پس داستان نیز در داخل خود داستان دارد یعنی همان متن.

5-  راوی داستان( زاویة دید) point of view : زاویة دید یا اول شخص است یا سوم شخص و یا ترکیبی میان ایندو و دیگر اَشکال.  راوی عَلّام ( دانای کُل)  اگر عقاید خود را دخالت ندهد و داستان را تفسیر نکند و فقط گزارش کند ، راوی غیر فضولی نامیده می شود مانند آثار ارنست همینگوی. راوی ای که پیشاپیش از همه چیز و از سرنوشت همة قهرمانان و شخصیتها اطلاع دارد را   راوی ِ فضولی گویند و اگر فقط از سرنوشت برخی اطلاع دارد ، غیر فضولی است وآن قهرمانان ، کانونfocus))  یا آینه( miror ) یا مرکز شناخت وی نامیده می شوند.به راوی ای که  تفاسیر و اعتقادات او ممکن است با اعتقادات ما و اجتماع سازگار نباشد جایز الخطا  گوییم..

6-  هستة داستانplot : به روابط علّی معلولی داستان گفته می شود - یعنی اینکه چرا چنین شد ؟ و هر کنش به چه دلیل قبلی روی داده و از کدام رفتار قبلی پدید آمده است؟ در داستان ، همیشه رفتار a موجب رفتار bو رفتار bموجب رفتارcو... می شود. به این امر پلات  داستان می گویند.

7-     شخصیّت یا قهرمان character : به شخصیتهای داستان گفته می شود.

8-  زمینهsetting: مثلاً زمینه یک داستان ممکن است رودبار قرن دهم و روزی بارانی در تابستان باشد- پس برای این امر باید اطلاعات تاریخی و جغرافیایی نویسنده کامل و کافی باشد.

9-  فضا و جوّatmosphere  : فضای ذهنی و روانی داستان را گویند- فضا در تئاتر با تنظیم نور و دکور  و در  داستان با توصیف و عبارت ساخته می شود. مثلاً ایجاد فضای ترسناک با پچ پچ و یا سایه و....

10- لحن tone : شخصیت ها را از روی لحن حرف زدنشان می شناسیم ( که شاه است یا گدا یا با ادب و یا عصبانی و ...). : لحن می تواند  رسمی غیر رسمی- صمیمانه مؤدبانه جدی- طنزدار  و... باشد.

 

11- الگوpattern  :  بافتی که همة اجزاء داستان را در کنار هم گرد

می آورد مانند فرم و قالب در شعر-. الگو هم مانند پلات منطق داستان را می آفریند و آن را پذیرفتنی می سازد و همچون پلات ( و گاه بیش از آن) اهمیّت دارد.

 

 

 

فَلاش بَک: برگشت به عقب- تکنیکی که هم در سینما و هم در داستان و رمان از آن استفاده می شود و نویسنده به گذشته های دور و قبل از ماجرا می رود. مانند بیان خاطره یا اعتراف  قهرمان...

 

گوستاو فرای تاگ منتقد آلمانی در کتاب تکنیک نمایش  در سال 1863 پلات نمایشنامه ای را به چه صورتی تصویر کرده است؟

به صورت هرمی شامل :1- عمل صعودی rising action( از نظر ارسطو: گره بندی= تعلیق= پیچیده کردن( پیچش)

2-  اوج ( کالیماکس calimax )

3-عمل نزولی.

 

سه مرحله فوق را در نمایش هملت شکسپیر نشان دهید.

عمل صعودی: با آغاز صحنه ، روح( پدر هملت) با هملت سخن می گوید و به او می گوید که برادرش کلودیوس  او را کشته است تا شاه شود و زنش- مادر هملت را نیز بدست آورد- با جدال میان هملت و کلودیوس( عموی هملت) ، عمل صعودی ادامه می یابد یعنی داستان دارد به سوی اوج بالا می رود و صعود می کند.

وقتی که هملت با اجرای نمایشی ، جنایت شاه ( کلودیوس) را به اثبات می رساند، عمل صعودی به نقطة اوج( کالیماکس) می رسد.

سپس بحران( crisis )  یا نقطة عطف( turning  point ): با شکست هملت در کشتن شاه( در هنگام دعای شاه) .

عمل نزولی: از این لحظه عمل نزولی ( falling action ) آغاز می شود یعنی کنترل ماجرا از دست قهرمان( هملت) خارج شده به دست ضد قهرمان( کلودیوس شاه) می افتد.

سپس داستان به سرعت به سوی فاجعه ( catastrophe ) پیش می رود

فاجعه: فاجعه همان مرگ همه شخصیتهای ای نمایش است- یعنی هملت و کلودیوس و ملکه ( مادر هملت و همسر کلودیوس) جملگی می میرند.

 

پس  مراحل پلات به طور کلی :

1- عمل آغازین( نقطة حمله)

2-عمل صعودی( گره بندی و پیچش)

3- اوج

4- بحران( نقطة عطف : ناکامی قهرمان در اجرای نقشه)

5- عمل نزولی: افتادن کنترل حوادث به دست ضد قهرمان

6- فاجعه( مرگ قهرمان و...).

 

 

 

                               *****

*** مراجع: کتب معانی و بیان- نقد ادبی و انواع ادبی استاد دکتر شمیسا.

                                                                  

 138۷-۱۳۸۶  هاشمی پور.      پایان                                                                      

تاريخ : شنبه نوزدهم مرداد 1387 | 4 | نویسنده : علیرضا هاشمی پور ( شارق ) |